حساب بانکی بدون مرز با حساب Bunq

چندوقت پیش به طور تصادفی با اپلیکیشن Bunq آشنا شدم. Bunq یک حساب اینترنتی هست که برای شما همه امکانات یک بانک معمولی رو به علاوه کلی امکانات به روزتر فراهم میکنه. طی این مدتی که باهاش کار کردم عملکرد و امکاناتش واقعا راضی کننده بوده. بخاطر همین تصمیم گرفتم توی این پست به بررسی اش بپردازم.
نکته : اگه مدارک اقامتی کشورهای اروپایی و یا پاسپورت کشورهای غیر اروپایی به جز ایران رو ندارید این پست به درد شما نخواهد خورد.

با نصب و عضویت تو اپ Bunq یک شماره حساب بانکی به همراه IBAN به شما تعلق میگیره. (البته بعد از رد کردن مراحل تایید هویت که نسبت به نوع مدرکتون متفاوت خواهد بود.) عضویت تو Bunq رایگان هست که البته سرویس های پولی هم برای کسانی که نیاز به داشتن تعداد حساب های بیشتر دارند وجود داره. بعد از تکمیل عضویت یک کارت بانکی متصل به حسابتون به آدرستون نیز ارسال میشه که باهاش میتونید تو اکثر کشورهای دنیا بدون کارمزد خرید یا دریافت پول داشته باشید.

حساب Bunq

حالا چرا از Bunq استفاده کنیم و حساب معمولی که داریم مگه چشه؟
خوب دلیل های زیادی ممکنه برای این سوال وجود داشته باشه. برای من چند مورد بود. مورد اول اینکه دوست نداشتم با حساب اصلی ام خریدهای اینترنتی ام رو انجام بدم یا اینکه نیاز داشته باشم کارت اصلی ام هرجایی همراهم باشه. اینجوری مدیریت بیشتری روی سرویس های اینترنتی دارم و میتونم در لحظه ببینم چقدر بابت هر سرویس دارم پرداخت میکنم. Bunq واقعا در لحظه همه خرج هایی که انجام میدید رو به شما اطلاع میده و بر خلاف خیلی از بانک ها هیچ تاخیری نداره. همچنین Bunq بابت پرداخت به ارزهای دیگه از شما هیچ کارمزدی نمیگیره. به خاطر همین پرداخت دلار و ارزهای دیگه نه تنها بدون کارمزد خواهد بود. بلکه مشکلاتی که برخی بانکها برای ایرانی ها به وجود می آورند رو نخواهد داشت. همچنین هنگام سفر به هرکشوری بدون دغدغه کارمزد تبدیل ارز میتونید از کارت و حسابتون استفاده کنید.

مورد بعدی اینکه گزارش ها و آمارهای لحظه ای که توی اپ Bunq هست به من کمک میکنه که مدیریت بهتری روی هزینه هام داشته باشم. علاوه بر اون یک ویژگی خیلی جالب برای پس انداز پول داره که بدین شکل که پول خوردهای ته حساب رو به بالا رند میکنه و توی یک حساب دیگه براتون پس انداز میکنه. شاید تو هر خرید و پرداخت چند سنت بیشتر به نظر نرسه. اما آخر ماه من ۳۰۰ یورو از همین پول خوردها جدا جمع کرده بودم! درسته پول خودتون هست اما میتونید هدف گذاری کنید برای چیزهایی که همیشه دوست داشتید بخرید و جور نمیشده!

برای واریز وجه به حسابتون توی Bunq راه های مختلفی وجود داره. پرداخت آنلاین ، انتقال های بانکی مختلف و حتی با یک سری فروشگاه در همه شهرها طرف قرارداد هست که برای پرداخت و دریافت وجه میتونید به اونجاها هم مراجعه کنید. امنیت اپلیکیشن و پول شما هم تا سقف ۱۰۰ هزار یورو بیمه شده که خیال آدم رو تا حدی راحت میکنه.

حساب Bunq

یکی از بهترین ویژگی هایی که من راجع به Bunq دوست دارم پشتیبانی از NFC هست. اینطوری حتی نیاز نیست کارت و کیف پولم همراهم باشه. خیلی جاها میتونم با لمس گوشی ام با کارتخون خیلی راحت پرداخت داشته باشم. امکانات Bunq به حدی زیاد هست که راجع بهش باید یک مقاله طولانی نوشت. امکان حساب مشترک داشتن ، امکان تقیسم هزینه ها ، ارسال فاکتور برای دوستان و … اگه دوست داشته باشید خودتون میتونید کشفشون کنید. همچنین سرویس بیزنس هم داره که امکانات به مراتب بیشتری در اختیار اونهایی که نیاز دارند قرار میگذاره.

عضویت تو Bunq خیلی ساده هست. کافیه اپش رو نصب کنید. همچنین می تونید از لینک دعوتنامه من استفاده کنید ، اینجوری ۱۰ یورو اضافه هم به شما و هم به من میرسه!
البته نیازی نیست از لینک من استفاده کنید ، میتونید لینک دوستان نزدیکتون رو استفاده کنید و یا اگه این پست به دردتون خورد این لینک رو به دوستانتون هم بدید. ۱۰ یورو من رو پولدار نخواهد کرد. اما قطعا برای نوشتن بیشتر بهم انگیزه میده 😊

برای دانلود و عضویت اینجا کلیک کنید.

خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند

خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند

مدت های زیادی بود که سعی میکردم با استفاده از روش های مختلف شیوه استفاده از گوشی ام رو مدیریت کنم. گوشی های هوشمندی که در ظاهر برای راحت کردن کارهای روزمره وسرعت بخشیدن به امور طراحی شده اند ولی اما در واقع جز اینکه وقت بیشتری رو هر روز باهاشون هدر بدیم و تمرکزمون رو بر روی کار ، درس و …. از دست بدیم خاصیت دیگری ندارند. توی آخرین سفرم با چند نفر آدم مدرن آشنا شدم که کلا بدون این گوشی های هوشمند زندگی میکردند و فقط یک موبایل ساده داشتند. جالب این بود که وقت بیشتری برای همه کارها داشتند و به اهدافشون خیلی راحت تر می رسیدند. مدت ها بود خودم هم دوست داشتم با اسمارت فون ها خداحافظی کنم به یک گوشی ساده مهاجرت کنم. اما همیشه وابستگی زیاد (اعتیاد) جلوی این رو می گرفت. تا اینکه دیروز با سوختن گوشیم تصمیم ام رو جدی کردم. اما خوب من یک طراح وب هستم و نیاز دارم که همیشه با مشتری هام در ارتباط باشم. علاوه بر اون شبکه های مجازی چی ؟ در ادامه سعی میکنم راهکارم رو برای خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند بیشتر توضیح بدم.

برای خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند ، گوشی ای که من انتخاب کردم نسل جدید نوکیا ۳۳۱۰ هست. حالا چرا این گوشی رو انتخاب کردم؟

  • نوکیا ۳۳۱۰ باحاله ! آره ، علت اول به همین سادگی هست. نوکیا ۳۳۱۰ جدید ظاهر نوستالژیک ۳۳۱۰ قدیمی معروف رو داره و داشتن اون ممکنه شما رو جزو آدم های کول و باحال نشون بده. در روزگاری که همه اسمارت فون های بزرگتر و گرون تر خریداری میکنند چه بهتر که مثل همه نبود.
  • باطری حیرت انگیز ! نوکیا ۳۳۱۰ میتونه نزدیک به یک ماه به صورت استندبای باطری داشته باشه. یعنی دیگه نیاز نیست یک پاور بانک رو همه جا به کول بکشم. این قابلیت برای من که سفر زیاد میرم و همیشه باید نگران باطری گوشیم باشم خیلی مهم هست.
  • پشتیبانی از مموری کارت ! ممکنه براتون سوال بشه مموری کارت توی این گوشی به چه درد میخوره. با یک کارت ۳۲ گیگ تعداد بی نهایتی موزیک روی گوشیم ریختم که به راحتی میتونم با هدفون بلوتوث به آهنگ های دلخواهم موقع دوچرخه سواری و پیاده روی گوش بدم. در ضمن نگران باطری گوشی ام هم نباشم. ۳۳۱۰ موزیک پلیر قوی ای داره. اعتراف میکنم اگه دسترسی به سرویس پخش موسیقی مثل اسپاتیفای رو هم پشتیبانی میکرد واقعا فوق العاده می شد.
  • پشتیبانی از دو سیم کارت ، هرچند این قابلیت فعلا برای من مهم نیست. اما در مواقعی که توی کوه و بیابون هستم داشتن دو سیم کارت از اپراتورهای مختلف شاید خیال آدم رو بیشتر راحت کنه.

حالا راهکارم برای جدا شدن از گوشی هوشمند بدون اینکه مشکلی برای امور روزمره ام داشته باشم چیه؟ اپلیکیشن های زیادی روی اسمارت فون ها هست که به اون ها وابسته شدیم. تلگرام ، واتس اپ ، اینستاگرام ، فیس بوک ، توییتر ، تیندر ، اسنپ و … . اول از همه این رو بگم که گوشی اندروید قدیمی ام که یک نکسوس ۵ هست رو هنوز نگه داشتم اما خاموش. جز مواقع خاص که در ادامه خواهم گفت از اون استفاده نخواهم کرد.

 تلگرام و پیام رسان ها :

یکی از کاربردهای خیلی خوب و شاید در عین حال مضر نسل هوشمند گوشی ها نرم افزاری های پیغام رسان مثل تلگرام و واتس اپ هست. که علاوه بر ارسال متن و عکس و فیلم میتونید به رایگان با دوستان و فامیل صحبت کنید. خوب من شخصا ترجیح میدم از تلگرام روی کامپیوترم استفاده کنم. چرا ؟ چون میتونم به راحتی فقط زمان هایی که لازم دارم اجراش کنم و هر لحظه با پیغام های مختلف از گروه ها و کانال های مختلف تمرکزم رو از دست ندم. برای کار همیشه سعی کردم به مشتریانم بفهمونم که کلیه درخواست ها و فایل هاشون رو از طریق ایمیل ارسال کنند. چون به نظرم تلگرام محیط مناسبی برای این کار نیست. چرا؟ چون لابلای مسائل شخصی و … گم خواهد شد اما من ایمیل هام همیشه برام مثل یک لیست وظیفه است. وقتی ایمیلی تو اینباکس ام باشه برام معنی اش این هست که باید انجام بشه. اما تلگرام همچین خاصیتی رو ندارد. همچنین مشتری ای که برای من بین کارها شروع به ارسال درخواست های مختلف به صورت چت و یا حتی ارسال voice های طولانی بیهوده میکنه که جز اینکه سرعت و تمرکز کار من رو بگیره تاثیر دیگری نخواهد داشت.

پس سعی میکنم از تلگرام به صورت محدود روی کامپیوترم ، اون هم در اوقات فراغت استفاده کنم. خوب پس دوستامون و خانواده چی؟ اگه کارمون داشته باشند یا بخواهند چیزی برامون بفرستند؟ نگران نباشید ، اگه به اندازه کافی برای کسی مهم باشید همیشه باهاتون تماس میگیره. اگه باعث شد فراموش بشید و دیگه به یادتون نباشند بازهم بهتر که وقت با ارزش تون رو صرف روابط بیهوده نکردید. موضوعی که واقعا خود من هم باهاش مشکل دارم. مثلا تو مناسب هایی مثل عید همیشه مخالف ارسال فله ای تبریک برای ۲۰۰ نفر هستم حتی به تبریک های فله ای پاسخی هم نمیدم. به نظرم اگه کسی واقعا براتون مهم باشه براش وقت میگذارید و باهاش یک تماس میگیرید. مگه چند نفر آدم واقعا مهم دور و برمون هست. تجربه شخصی ام بهم این رو میگه هرچی سن بالاتر میره کیفیت دوستان جای کمیت دوستان رو بیشتر میگیره. موارد دیگه مثل عکس ها و گروه ها و کانال های دیگه رو هم میتونم خیلی راحت تو وقت های آزادم با تلگرام کامپیوترم چک کنم.

قابلیت خوب دیگه این نوع اپلیکیشن ها ، تماس صوتی و تصویری رایگان هست که برای دوستان و اقوام که در کشورهای دیگه هستند بسیار کاربردی و ارزان تر هست. خود من همیشه برای این ارتباط ها از اسکایپ یا مسنجر فیس بوک استفاده میکنم. که خوشبختانه این ها روی کامپیوتر بسیار بهتر و راحت تر در دسترس هستند. البته اون گوشی اندرویدی که بهش قبلا اشاره کردم ممکن هست بعضی مواقع برای زنگ زدن به بعضی دوستان استفاده بشه.

اینستاگرام و شبکه های اجتماعی :

خوشبختانه اینستاگرام ، فیس بوک ، توییتر ، تیندر و … همه از وب دسترسی های خیلی راحت تری دارند و در صورت نیاز به راحتی میتونم ازشون استفاده کنم و اینجوری اعتیاد و وابستگی کمتری بهشون داشته باشم. هر لحظه یک نوتیفیکیشن که فلانی فلان جا که تو هم لایک کردی کامنت گذاشت ، فلانی برای اولین بار استوری گذاشت ، لایو گذاشت ، کوفت گذاشت ، درد گذاشت و … نداشته باشم. در مورد اینستاگرام خیلی ها عقیده دارند که ما با فالو کردن فلان شخص و استوری هاش چیزهای جدید یاد میگیریم و از تجربه هاش استفاده میکنیم. بارها خودم هم سعی کردم مواردی رو از طریق استوری هام بنویسم. اما بستر استوری و کانال های تلگرام برای نشر دانش و … اصلا مناسب نیست. مطالب شما گم خواهد شد. آرشیوی در دسترس نیست. کسی که دنبال اون اطلاعات هست هیچ وقت نمیتونه از گوگل و … اونها رو پیدا کنه. کیفیت مطالب به شدت سطحی و عوام فریب خواهد بود.  پس بهتره که بتونم کلا بیخیال استوری های بیهوده اینستاگرام بشم و اون وقت رو بیشتر صرف مطالعه و یادگرفتن چیزهای واقعی کنم و یا حتی اگه حوصله داشتم من هم با نوشتن مطلبی تو وبلاگ به بقیه کمک واقعی کنم. ویدیو ها و مطالب اینستاگرام فارسی که واقعا لجن زاری بیش نیست. تیکه هایی از سریال ها و فیلم های قدیمی ، ویدیو پلنگ های اینستاگرامی و هزاران ویدیو بی ارزش دیگر که جز تلف کردن وقت شما کاربردی نخواهد داشت. جایگزین درست اینها ویدیوهای خوبی هست که به راحتی میتونید توی یوتیوب بهشون دسترسی داشته باشید.

مسافرت و اسنپ و … :

واقعا باید اعتراف کنم گوشی هوشمند بهترین وسیله توی سفر هست. استفاده از قابلیت های یک نقشه آنلاین ، مسیریابی و … رو نمیشه با هیچ چیز دیگه ای جایگزین کرد. دسترسی به Google translator که بارها کمک شایانی برای حل مشکلات در سفر یا ارتباط با آدم های جدید بهم کرده. همچنین اپلیکیشن های تاکسی یاب مثل اسنپ و …. که حتی با وجود نسخه تحت وب عملا استفاده از اونها توی کوچه و خیابون نیاز به دسترسی به گوشی دارد. برای این موارد همون گوشی اندرویدی که قبلا هم گفتم در مواقع خاص روشن خواهد شد رو به یک سیم کارت جدید مجهز کردم که در این مواقع یاری رسان باشد. شاید واقعا نشه برای این مورد خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند داشت.

در پایان امیدوارم بتونم تو این مسیر موفق باشم و بتونم بدون وابستگی به این گوشی های هوشمند تمرکز بیشتری بر روی اهدافم داشته باشم. نتیجه ، مشکلات و راه حل های این تصمیم بزرگ هم سعی میکنم بعد از مدتی دوباره در وبلاگم بنویسم. نظر شما چیست ؟ آیا شما هم بیش از اندازه به گوشی تون وابسته شدید؟

لوکزامبورگ

لوکزامبورگ یک کشور کوچک اروپایی هست که با سه کشور فرانسه ، آلمان و بلژیک مرز مشترک داره. حمعیت کل کشورش حدود نیم میلیون نفر هست اما این جمعیت در روز شاید دو برابر هم میشه. تعداد زیادی از فرانسه و آلمان برای کار در روز به این کشور میان. به علت شرایط مالیاتی که داره بسیاری از اروپایی ها پولهاشون رو اینجا تو بانک نگهداری میکنند. بخاطر همین فرصت های شغلی بانکی زیادی اینجا هست.  زبان اصلی اینجا لوکزامبورگی هست . اما زبان رسمی که توی تابلوها و نوشته ها به کار گرفته میشه اکثرا فرانسوی هست.  اکثر مردم هم فرانسوی رو بلد هستند. البته زبان بعدی آلمانی هست که تعداد زیادی هم به اون زبان صحبت می کنند. کلا ۵۰۰ هزار نفر بیشتر نیستند بعد یک زبون مشترک ندارن 🙂

پایتخت لوکزامبورگ کوچولو ، قطعا شهر لوکزامبورگ هست که در کنار بروکسل و استراسبورگ پایتخت های اتحادیه اروپا حساب می شوند. هجوم های زیاد آلمان ها در جنگ جهانی دوم به اینجا باعث شد که جمعیت آلمانی اینجا هم اضافه بشه و یکی از علت های پایه گذاری اتحادیه اروپا هم شد. جالبه که بدونید که روستای شنگن (همون که ما ویزاش رو دوست داریم) هم توی این کشور قرار دارد. جایی که قرارداد شنگن بین کشورهای اروپایی امضا شد. کلا لوکزامبورگ در شکل گیری اتحادیه اروپا نقش های زیادی داشته.

لوکزامبورگ

جدای از تاثیرات تاریخی و مهم این کشور ، واقعا منطقه زیبایی برای دیدن و گشت گذار هست. قیمت ها البته یک کم گرون تر از شهرهای اروپایی هست. اما باز زیبایی ها و مناظر دیدنی اش ارزش اومدن و دیدن اینجا رو دو چندان میکنه. دیدن محله grund چه از نمای بالای دره ، چه قدم زدن توی خود دره واقعا لذت بخش هست. وقتی درباره لوکزامبورگ از اکثر اروپایی ها می پرسیدم جالب اینجا بود که اکثرا فراموش کرده بودن که همچین کشوری رو هم تو همسایگی شون دارن و خیلی هاشون اطلاعات زیادی راجع بهش ندارند. اما اگه فرصت داشتید حتما به این کشور سر بزنید. توی شهر لوکزامبورگ میتونید ۱-۲ روز به راحتی وقت بگذرونید و دیدنی های جالبش رو ببینید. عکس های بیشتر توی اکانت اینستاگرام ام هست. سعی میکنم شهرهای بعدی رو هم در ادامه این سفرنامه راجع بهشون بیشتر بنویسم.

شامپاین

شامپاین برای اکثر ما یادآور یک نوشیدنی هست. اما جالبه بدونید اسم منطقه ای از فرانسه هست که طبق قوانین فرانسه شراب های گازداری که توی این منطقه تولید میشه فقط اجازه داره که اسم شامپاین روش باشه. شما میتونید هرجای دنیا تولید کنید اما حق استفاده از اسم شامپاین رو براش ندارید. مورد مشابه ای که برای کنیاک نیز هست. کلا نظارت خیلی سختی روی اسم محصولات و حق استفاده اونها توی فرانسه هست.

من خیلی خوش شانس بودم که از طریق یک دوست تونستم مدت چند روز توی یکی از روستاهای این منطقه سپری کنم. توی یک خونه روستایی با یک خانواده که از سالیان سال به تولید شامپاین مشغول بودند زندگی کنم. از نزدیک تمام مراحل تولیدشون رو دیدم. سطح تکنولوژی مزرعه داری واقعا غیرقابل مقایسه با همه جای دنیا هست. استانداردها و نظارت های سختی که بر محصولاتشون دارند. در این حد که حتی آبیاری محصولات ممنوع هست و اگر سالی بارش کم باشه با نظارت های خاص این اجازه داده میشه. تعداد غیرقابل شمارشی تولید کننده کوچک و بزرگ تو این منطقه هست. کیفیت کاشت و برداشت انگور از سطح خیلی بالایی برخوردار هست.

شامپاین

منطقه شامپاین پر از شهر و روستاهای کوچک و بزرگ هست. دیدن هر کردومشون واقعا زیبا و دیدنی هست. شهر Epernay مرکز این منطقه هست. اگه به اونجا رفتید حتما به Avenue de Champagne سر بزنید. خیابونی که اکثر برندهای معروف قلعه هاشون اونجا قرار گرفته و میتونید همشون رو از نزدیک مشاهده کنید. اگه خوش شانس باشید و بتونید توی فصل برداشت انگور به این منطقه بیاید قطعا هیجان و شلوغی بیشتری رو مشاهده خواهید کرد. چون تقریبا ده برابر جمعیت این منطقه از اقصی نقاط اروپا برای کارهای موقت به اینجا میان.

اگه میخواهید یک مقدار با فرانسه روستایی تر آشنا بشید. محصولات محلی رو مزه کنید حتما و حتما باید از پاریس فاصله بگیرید و به اینجا بیاید. خوشبختانه یک تعدادی هتل هم در منطقه هست که میتونید به راحتی اونها رو پیدا کنید و از برنامه های توریستی اونها استفاده کنید. ولی اگه بتونید یک ماشین اجاره کنید و خودتون توی اطراف گشت و گذار کنید قطعا تجربه بهتری خواهید داشت. بعد از اینجا به یکی از کوچک ترین کشورهای دنیا لوکزامبورگ رفتم که در ادامه اگه بتونم حتما راجع به اونجا هم مینویسم. میتونید از وبلاگم نوشته ها رو دنبال کنید.

پاریس

از پاریس نوشتن یک کم مسخره به نظر میرسه. نقطه شماره یک توریستی دنیا که به تعداد غیرقابل شمارشی راهنما و سفرنامه به زبان های مختلف دنیا براش وجود داره. شهر شیک و رویایی پاریس که هرچقدر هم بهش سر میزنید هنوز دیدن ایفل از نزدیک واقعا خیره کننده است. برجی که واقعا نزدیکش بودن و کنارش راه رفتن حس عجیبی به آدم میده. میشه ساعت ها توی montmartre نشست و به منظره شهر نگاه کرد. اگه اهل پیاده روی هستید میشه ساعت ها شاید چند روز اطراف رود سن پیاده روی کرد و جاهای مخفی جدید پاریس رو کشف کرد. هرچند اگه هرجا برید پر از توریست هست.

این بار برای سومین بار بود که به پاریس میرفتم. این دفعه هم مثل دفعه های قبلی ۴-۵ روز توی پاریس گذروندم. با اینکه تکراری بود اما باز پله های برج ایفل رو تا آخر بالا رفتم. کاری به شما هم به شدت توصیه میکنم. جای استفاده از آسانسور سعی کنید از پله ها استفاده کنید. جای اون زمانی که قراره توی صف طولانی آسانسور بگذرونید آروم آروم از طبقه های مختلف ایفل لذت ببرید. اگه دنبال رستوران های لوکس و کافه های شیک هستید پاریس جای شماست. به تعداد باورنکردی کافه و رستوران با تراس های فوق العاده هست که حتی توی فصل سرد هم میتونید اونجا بشینید و از نمای خارق العاده شون لذت ببرید. کمی بگرید کافه های خوبی با نمای جذابی از ایفل پیدا میکنید. اما اگه دنبال تجربه فرانسه واقعی و اصیل هستید پاریس جایی نیست که دنبالش بگردید. اکثر اماکن توریستی هست و مردم شهر به قدری درگیر کار و مشغله زندگی هستند که به سختی میتونید با مردم ارتباطی حتی سطحی برقرار کنید.

به طور کلی به نظر من پاریس جایی نیست که بتونید با مردمش راحت ارتباط برقرار کنید. بیشتر باید وقت و پولتون رو صرف رستوران های لوکس و دیدنی هاش کنید. شخصا زیاد اهل موزه نیستم. اما موزه لوور به نظرم فقط یک موزه نیست. تاریخ بشریت رو شامل شده. برای دیدنش حتما صبح زود برید و یک روز وقت کامل در نظر بگیرید. چون طی یک روز هم نخواهید تونست همه چیش رو ببینید. خیابون شانژه لیزه یکی از جاهای دیگه هست که به نظر من باید یک روز براش وقت بگذارید. حتی اگه مثل من اهل خرید نیستید باید حتما یک روز کامل توش بچرخید. برندهای معروف و مختلف دنیا رو ببینید. حتی دیدن دفتر هواپیمایی ایران ایر تو اون خیابون هم خودش جالب هست. سعی میکنم راجع به شهرها و جاهای دیدنی که در ادامه میرم بیشتر بنویسم. صفحه اصلی رو همیشه چک کنید.