خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند

خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند

مدت های زیادی بود که سعی میکردم با استفاده از روش های مختلف شیوه استفاده از گوشی ام رو مدیریت کنم. گوشی های هوشمندی که در ظاهر برای راحت کردن کارهای روزمره وسرعت بخشیدن به امور طراحی شده اند ولی اما در واقع جز اینکه وقت بیشتری رو هر روز باهاشون هدر بدیم و تمرکزمون رو بر روی کار ، درس و …. از دست بدیم خاصیت دیگری ندارند. توی آخرین سفرم با چند نفر آدم مدرن آشنا شدم که کلا بدون این گوشی های هوشمند زندگی میکردند و فقط یک موبایل ساده داشتند. جالب این بود که وقت بیشتری برای همه کارها داشتند و به اهدافشون خیلی راحت تر می رسیدند. مدت ها بود خودم هم دوست داشتم با اسمارت فون ها خداحافظی کنم به یک گوشی ساده مهاجرت کنم. اما همیشه وابستگی زیاد (اعتیاد) جلوی این رو می گرفت. تا اینکه دیروز با سوختن گوشیم تصمیم ام رو جدی کردم. اما خوب من یک طراح وب هستم و نیاز دارم که همیشه با مشتری هام در ارتباط باشم. علاوه بر اون شبکه های مجازی چی ؟ در ادامه سعی میکنم راهکارم رو برای خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند بیشتر توضیح بدم.

برای خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند ، گوشی ای که من انتخاب کردم نسل جدید نوکیا ۳۳۱۰ هست. حالا چرا این گوشی رو انتخاب کردم؟

  • نوکیا ۳۳۱۰ باحاله ! آره ، علت اول به همین سادگی هست. نوکیا ۳۳۱۰ جدید ظاهر نوستالژیک ۳۳۱۰ قدیمی معروف رو داره و داشتن اون ممکنه شما رو جزو آدم های کول و باحال نشون بده. در روزگاری که همه اسمارت فون های بزرگتر و گرون تر خریداری میکنند چه بهتر که مثل همه نبود.
  • باطری حیرت انگیز ! نوکیا ۳۳۱۰ میتونه نزدیک به یک ماه به صورت استندبای باطری داشته باشه. یعنی دیگه نیاز نیست یک پاور بانک رو همه جا به کول بکشم. این قابلیت برای من که سفر زیاد میرم و همیشه باید نگران باطری گوشیم باشم خیلی مهم هست.
  • پشتیبانی از مموری کارت ! ممکنه براتون سوال بشه مموری کارت توی این گوشی به چه درد میخوره. با یک کارت ۳۲ گیگ تعداد بی نهایتی موزیک روی گوشیم ریختم که به راحتی میتونم با هدفون بلوتوث به آهنگ های دلخواهم موقع دوچرخه سواری و پیاده روی گوش بدم. در ضمن نگران باطری گوشی ام هم نباشم. ۳۳۱۰ موزیک پلیر قوی ای داره. اعتراف میکنم اگه دسترسی به سرویس پخش موسیقی مثل اسپاتیفای رو هم پشتیبانی میکرد واقعا فوق العاده می شد.
  • پشتیبانی از دو سیم کارت ، هرچند این قابلیت فعلا برای من مهم نیست. اما در مواقعی که توی کوه و بیابون هستم داشتن دو سیم کارت از اپراتورهای مختلف شاید خیال آدم رو بیشتر راحت کنه.

حالا راهکارم برای جدا شدن از گوشی هوشمند بدون اینکه مشکلی برای امور روزمره ام داشته باشم چیه؟ اپلیکیشن های زیادی روی اسمارت فون ها هست که به اون ها وابسته شدیم. تلگرام ، واتس اپ ، اینستاگرام ، فیس بوک ، توییتر ، تیندر ، اسنپ و … . اول از همه این رو بگم که گوشی اندروید قدیمی ام که یک نکسوس ۵ هست رو هنوز نگه داشتم اما خاموش. جز مواقع خاص که در ادامه خواهم گفت از اون استفاده نخواهم کرد.

 تلگرام و پیام رسان ها :

یکی از کاربردهای خیلی خوب و شاید در عین حال مضر نسل هوشمند گوشی ها نرم افزاری های پیغام رسان مثل تلگرام و واتس اپ هست. که علاوه بر ارسال متن و عکس و فیلم میتونید به رایگان با دوستان و فامیل صحبت کنید. خوب من شخصا ترجیح میدم از تلگرام روی کامپیوترم استفاده کنم. چرا ؟ چون میتونم به راحتی فقط زمان هایی که لازم دارم اجراش کنم و هر لحظه با پیغام های مختلف از گروه ها و کانال های مختلف تمرکزم رو از دست ندم. برای کار همیشه سعی کردم به مشتریانم بفهمونم که کلیه درخواست ها و فایل هاشون رو از طریق ایمیل ارسال کنند. چون به نظرم تلگرام محیط مناسبی برای این کار نیست. چرا؟ چون لابلای مسائل شخصی و … گم خواهد شد اما من ایمیل هام همیشه برام مثل یک لیست وظیفه است. وقتی ایمیلی تو اینباکس ام باشه برام معنی اش این هست که باید انجام بشه. اما تلگرام همچین خاصیتی رو ندارد. همچنین مشتری ای که برای من بین کارها شروع به ارسال درخواست های مختلف به صورت چت و یا حتی ارسال voice های طولانی بیهوده میکنه که جز اینکه سرعت و تمرکز کار من رو بگیره تاثیر دیگری نخواهد داشت.

پس سعی میکنم از تلگرام به صورت محدود روی کامپیوترم ، اون هم در اوقات فراغت استفاده کنم. خوب پس دوستامون و خانواده چی؟ اگه کارمون داشته باشند یا بخواهند چیزی برامون بفرستند؟ نگران نباشید ، اگه به اندازه کافی برای کسی مهم باشید همیشه باهاتون تماس میگیره. اگه باعث شد فراموش بشید و دیگه به یادتون نباشند بازهم بهتر که وقت با ارزش تون رو صرف روابط بیهوده نکردید. موضوعی که واقعا خود من هم باهاش مشکل دارم. مثلا تو مناسب هایی مثل عید همیشه مخالف ارسال فله ای تبریک برای ۲۰۰ نفر هستم حتی به تبریک های فله ای پاسخی هم نمیدم. به نظرم اگه کسی واقعا براتون مهم باشه براش وقت میگذارید و باهاش یک تماس میگیرید. مگه چند نفر آدم واقعا مهم دور و برمون هست. تجربه شخصی ام بهم این رو میگه هرچی سن بالاتر میره کیفیت دوستان جای کمیت دوستان رو بیشتر میگیره. موارد دیگه مثل عکس ها و گروه ها و کانال های دیگه رو هم میتونم خیلی راحت تو وقت های آزادم با تلگرام کامپیوترم چک کنم.

قابلیت خوب دیگه این نوع اپلیکیشن ها ، تماس صوتی و تصویری رایگان هست که برای دوستان و اقوام که در کشورهای دیگه هستند بسیار کاربردی و ارزان تر هست. خود من همیشه برای این ارتباط ها از اسکایپ یا مسنجر فیس بوک استفاده میکنم. که خوشبختانه این ها روی کامپیوتر بسیار بهتر و راحت تر در دسترس هستند. البته اون گوشی اندرویدی که بهش قبلا اشاره کردم ممکن هست بعضی مواقع برای زنگ زدن به بعضی دوستان استفاده بشه.

اینستاگرام و شبکه های اجتماعی :

خوشبختانه اینستاگرام ، فیس بوک ، توییتر ، تیندر و … همه از وب دسترسی های خیلی راحت تری دارند و در صورت نیاز به راحتی میتونم ازشون استفاده کنم و اینجوری اعتیاد و وابستگی کمتری بهشون داشته باشم. هر لحظه یک نوتیفیکیشن که فلانی فلان جا که تو هم لایک کردی کامنت گذاشت ، فلانی برای اولین بار استوری گذاشت ، لایو گذاشت ، کوفت گذاشت ، درد گذاشت و … نداشته باشم. در مورد اینستاگرام خیلی ها عقیده دارند که ما با فالو کردن فلان شخص و استوری هاش چیزهای جدید یاد میگیریم و از تجربه هاش استفاده میکنیم. بارها خودم هم سعی کردم مواردی رو از طریق استوری هام بنویسم. اما بستر استوری و کانال های تلگرام برای نشر دانش و … اصلا مناسب نیست. مطالب شما گم خواهد شد. آرشیوی در دسترس نیست. کسی که دنبال اون اطلاعات هست هیچ وقت نمیتونه از گوگل و … اونها رو پیدا کنه. کیفیت مطالب به شدت سطحی و عوام فریب خواهد بود.  پس بهتره که بتونم کلا بیخیال استوری های بیهوده اینستاگرام بشم و اون وقت رو بیشتر صرف مطالعه و یادگرفتن چیزهای واقعی کنم و یا حتی اگه حوصله داشتم من هم با نوشتن مطلبی تو وبلاگ به بقیه کمک واقعی کنم. ویدیو ها و مطالب اینستاگرام فارسی که واقعا لجن زاری بیش نیست. تیکه هایی از سریال ها و فیلم های قدیمی ، ویدیو پلنگ های اینستاگرامی و هزاران ویدیو بی ارزش دیگر که جز تلف کردن وقت شما کاربردی نخواهد داشت. جایگزین درست اینها ویدیوهای خوبی هست که به راحتی میتونید توی یوتیوب بهشون دسترسی داشته باشید.

مسافرت و اسنپ و … :

واقعا باید اعتراف کنم گوشی هوشمند بهترین وسیله توی سفر هست. استفاده از قابلیت های یک نقشه آنلاین ، مسیریابی و … رو نمیشه با هیچ چیز دیگه ای جایگزین کرد. دسترسی به Google translator که بارها کمک شایانی برای حل مشکلات در سفر یا ارتباط با آدم های جدید بهم کرده. همچنین اپلیکیشن های تاکسی یاب مثل اسنپ و …. که حتی با وجود نسخه تحت وب عملا استفاده از اونها توی کوچه و خیابون نیاز به دسترسی به گوشی دارد. برای این موارد همون گوشی اندرویدی که قبلا هم گفتم در مواقع خاص روشن خواهد شد رو به یک سیم کارت جدید مجهز کردم که در این مواقع یاری رسان باشد. شاید واقعا نشه برای این مورد خداحافظی با دنیای گوشی هوشمند داشت.

در پایان امیدوارم بتونم تو این مسیر موفق باشم و بتونم بدون وابستگی به این گوشی های هوشمند تمرکز بیشتری بر روی اهدافم داشته باشم. نتیجه ، مشکلات و راه حل های این تصمیم بزرگ هم سعی میکنم بعد از مدتی دوباره در وبلاگم بنویسم. نظر شما چیست ؟ آیا شما هم بیش از اندازه به گوشی تون وابسته شدید؟

به اشتراک بگذارید

سفر اروپا – غرب

یکی از کارهایی که همیشه دوست داشتم تا قبل از ۳۰ سالگی انجام بدم یک سفر اروپا بود.  همیشه این داستان ویزای شنگن و ترس از ریجکت شدن باعث می شد زیاد سمتش نرم و سمت کشورهای بدون نیاز به ویزا مثل گرجستان و … برم. ولی خوب بالاخره دل رو به دریا زدم و از سفارت فرانسه برای دریافت ویزا وقت گرفتم. نکته ای که اینجا خیلی اذیت میکنه فاصله زمان زیادی هست که از زمان درخواست تا نوبت شما برای سفارت باید صبر کنید. اکثر وقت ها متاسفانه با باند بازی توسط بسیاری از آژانس های مسافرتی گرفته میشه و سفارت های اروپایی متاسفانه تا نوشتن این مطلب کار خاصی برای مقابله با این موضوع نکردند. ویزای شنگن گرفتن کار خیلی سختی نیست. فقط به سفارت یک کشور اروپایی ایمیل بزنید و وقت بگیرید. تمام مدارکی که توی ایمیل ازتون خواستند رو حتما کامل و مرتب ببرید. اگه مشکل خاصی نداشته باشید قطعا ویزای شنگن رو می تونید بگیرید. درسته به راحتی ویزا آذربایجان نیست ولی شدنی است. قبلا راجع به سفر به آذربایجان اینجا نوشتم.

سفر اروپا

خوب بریم سراغ یورو تیریپ یا سفر اروپا ، اولین نکته ای که باید بگم این هست که شما وقتی ویزای شنگن رو دریافت کردید اصلا مهم نیست اول وارد کدوم کشور بشید. همه این داستان ها که اگه از فرانسه ویزا بگیرید باید حتما اول وارد فرانسه بشید داستان هایی هست که ایرانی ها همیشه درست میکنند. من ویزام رو از فرانسه گرفتم و وارد ایتالیا شدم ، همون جا از مامور مرز پرسیدم مشکلی نداره ؟ با تعجب گفت : شنگن ، شنگن هست. فرقی نداره کجاش !

به خواندن ادامه دهید

به اشتراک بگذارید

از “رنج” بودا تا “اضطراب درونی” هایدگر


اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.

من بهش میگم اصل بقای سختی.
یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل می شه ولی نابود نمی شه
برای همین هم توى یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی می‌خورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون. آدم های پف کرده، آدم های بد حال؛ آدم های روی لبه.
خیلی ‌ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما‌ ها رو اینجوری کرده و قدیم‌ها مردم خوشبخت‌تر بودن. تو بشنو و باور نکن.
حتی هزار‌ها سال پیش شاهزاده‌ای هندی به نام
سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا».
هایدگر بهش می‌گه «اضطراب وجودی».
این ها رو نگفتم که نا امیدت کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می رفتی مثل “رسن” بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون.
یکی از این طناب ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر،
و اونجا که از هر حرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفید‌ترین کاریه که می‌تونی برای روحت بکنی. هرجا ریتمی شنیدی که می‌شد باهاش برقصی، خودت رو تکون بده، حتی اگه ریتم چکیدن قطره‌های آب از شیروونی باشه.
(رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستی است، بی‌مهار و بدون ترس از دیده شدن برقص، توی جمعیت…)
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست، همیشه توی حموم و زیر دوش می‌تونی برای خودت بخونی.
چیز دیگه‌ای که می‌تونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک می‌کنه زندگی‌های دیگه‌ای رو که هیچ وقت نمی‌تونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگه‌ای می‌کنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالا‌تر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار می‌گیره؛ و روند ذهنی‌تر و عمیق تریه.
تا می‌تونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستاره‌ها و کهکشان‌ها بگذار چون کمکت می‌کنه که ابعاد چیز‌ها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیم‌ها بیشتر فیلسوف‌ها ستاره‌شناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی همیشه می‌تونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غم‌هات در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچیکه.
طناب‌های دیگه‌ای هم هست؛ چیزهایی
مثل نقاشی کردن، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویه‌های جدید، سفر کردن، حرکت.
ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناک‌ترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛ بدو؛ شنا کن.اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشین‌هایی پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه دوست خوبی باشی؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت جمع خواهند شد.
در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدم‌ها محدود نکن. تو می‌تونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گل‌ها، علف‌ها، ماهی‌ها، پرنده‌ها، و بله حتی گربه‌ها. حیوون‌ها گاهی حتی از آدم‌ها هم دوستهای بهتری هستن.
توی زندگی چاه غم زیاده ولی طناب هم هست؛ سر رسن رو ول نکن. اما مراقب باش که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی موفقیت، آویزون نشی چون از توی چاه بیرونت نمیاره و بدتر ولت می کنه ته چاه.
بگرد و طنابهای خودت رو پیدا کن و اگه نتونستی پیداش کنی؛ «ببافش».
آدمهای انگشت شماری طناب بافی رو بلدن.
دانشمند ها، کاشفها، مربی های فوتبال، کمدین ها، و هنرمندها همه طناب باف هستن و طنابهایی رو بافتن که آدمهای دیگه هم می تونن سرش رو بگیرن و باهاش از توی چاه بیرون بیان. اگه ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای اینه که طنابی رو گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته، سمفونی شماره پنج طنابیه که بتهوون با نُت ها به هم پیوند زده، صد سال تنهایی طنابیه که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته.
بیشتر طناب ها رو یک روزی کسی که شاید ته چاه زندونی بوده بافته…

مولانا در دفتر پنجم میگه:
آه کردم؛ چون رسن شد آه من؛
گشت آویزان رسن در چاه من؛
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم؛
چاق و زفت و فربه و گلگون شدم.

کسی چه می دونه؛
شاید یک روز تو هم طناب خودت رو بافتی…

به اشتراک بگذارید

آذربایجان گرجستان ترکیه

خوب تابستون هست و بهترین فصل ممکن برای سفر. این بار تصمیم گرفتیم برای سفر از مسیر آذربایجان ، گرجستان و ترکیه عبور کنیم و به ایران برگردیم. این بار وسیله سفر رو ماشین شخصی خودمون در نظر گرفتیم و تصمیم بر این شد که با ماشین و جاده نوردی بریم مسافرت. چون قبلا راجع به ترکیه و گرجستان در اینجا نوشتم. در این پست بیشتر راجع به آذربایجان و شرایط خروج موقت ماشین براتون می نویسم. جهت تهیه ویزا آذربایجان هم میتونید از این سایت اقدام کنید.

maps

مراحل خروج ماشین
قبل از اینکه بخواهید با ماشین خودتون از مرز خارج بشید باید اول به اداره گمرک مراجعه کنید و با انجام مراحلی طی ۱-۲ ساعت برگ خروج موقت خودروتون رو که تا یک سال اعتبار داره بگیرید. دقت کنید بعد از یک سال باید حتما برای ابطال و در صورت تمایل تمدید مجددا مراجعه کنید. هزینه ای حدود ۲۰-۳۰ تومن براتون خواهد داشت. بعد با مراجعه به دفترهایی که گواهینامه و پلاک بین المللی صادر میکنند و ارایه مدارکتون میتونید طی ۱-۲ ساعت و پرداخت مبلغ حدودا ۴۰۰ هزار تومن برای پلاک و عضویت و حدود ۸۰ هزار تومن برای گواهینامه بین المللی اقدام کنید. دقت کنید تا یک سال میتونید هرچقدر که خواستید از این پلاک استفاده کنید و خارج بشید. بعد از یک سال با یک هزینه کم قابل تمدید هست.

ورود و خروج از مرز کشورها شامل هزینه ای برای ماشین شما نخواهد بود. برخی کشورها ممکن هست هزینه بیمه دریافت کنند. هزینه بیمه در هر کشور متفاوت هست و جیزی بین ۵۰ – ۲۰۰ هزار تومن باید هزینه بیمه ماشین را پرداخت کنید. گرجستان هیج هزینه بیمه ای در حال حاضر دریافت نمی کند.

هزینه بنزین هم در آذربایجان در تاریخ نوشتن این پست هر لیتر بنزین حدود ۱۵۰۰ تومن و در گرجستان حدود ۲۰۰۰ تومن و در ترکیه که یکی از گرون ترین بنزین های دنیا رو داره حدود ۴۰۰۰ تومن برای هر لیتر هست.

2016-07-30 21.19.24

آذربایجان
برای رسیدن به باکو و آذربایجان دو راه وجود دارد. راه اول از طریق مرز آستارا که بعد از اون ۳۵۰ کیلومتر تا باکو راه دارید و راه دوم از طریق مرز بیله سوار که بعد از اون ۲۰۰ کیلومتر تا باکو راه دارید. مرز بیله سوار به شدت بی نظم و نامرتب بودن. همچنین وقتی وارد مرز آذربایجان می شید  منتظر باشید که ازتون رشوه بخواهند یا اینکه چون رشوه نمیدید باید ۱-۲ ساعت صبر کنید که همه جوره بگردنتون و معطل تون کنند. (متاسفانه آذربایجانی ها به شدت دچار فساد در سیستم اداری شون هستند . که البته سال هاست این موضوع داره درست میشه) ، پس یادتون باشه هرجای آذربایجان که هستید سعی کنید دست پلیس هیچ بهونه ای ندید. اگه بهونه ای نداشتند از دادن هر گونه وجهی طفره برید و اگر خیلی اصرار کردن بگید با شماره ۱۰۲ تماس میگیرید و گزارش میدید. سریعا حساب کار دستشون میاد.

بین تمام شهرهایی که توی حوزه شمال غرب کشورمون هست باکو به مراتب پیشرفته تر ، بزرگتر و دارای فرهنگ بالاتری هست. شهر کاملا منظم و تمیز هست. وجود مرکز خرید های مختلف و شیک با قیمت های مناسب برای کسانی که دنبال خرید هستند امتیاز خیلی خوبی هست. خورد و خوراک و تفریح خیلی ارزون هست. برای کسانی که تهران زندگی می کنند به مراتب ارزون تر از زندگی روزمره در تهران هست. چیزی که توی شهر باکو خیلی به چشم میاد نظم و انضباط هست. حتی در یکجا یک عابر از خیابون رد نخواهد شد. مزیت باکو این هست که بسیار نزدیک هست و می تونید برید چند روز بمونید و خیلی سریع هم برگردید.

2016-07-29 18.46.58

متاسفانه آذربایجان هنوز نیاز به ویزا دارد و برای دریافتش باید رقمی حدود ۵۰ دلار هزینه کنید. که البته توی این سایت ویزا باکو ارزون تر میشه تهیه کرد. اگه قبلا مثل من ارمنستان رفته باشید لب مرز نگهتون میدارن و به یک اتاق برای بازجویی می رید. اونجا چند تا سوال از من راجع به اینکه چرا ارمنستان بودم . چی کار میکردم و کجاها رفتم پرسید و گفت اگه باز بری ارمنستان ممکنه دفعه بعدی آذربایجان راهت ندیم !!!

باکو به تقلیس
فاصله باکو تا تفلیس حدود ۷۰۰ کیلومتر (یادم رفته نقشه رو خودتوت چک کنید خوب ! ) هست. باید با از مرز آذربایجان عبور کنید و داستان ها مشابه آذربایجانی ها که برای پول گرفتن ممکن هست معطل تون کنند.  اما مرز گرجستان بدون نیاز به ویزا و بیمه و … با راحتی به داخل گرجستان راهتون میده. همون اول تفاوت رو حس میکنید. قبلا راجع به تفلیس کامل نوشتم .

تفلیس به باتومی
فاصله تفلیس و باتومی هم حدود ۵۰۰ کیلومتر هست (نقشه رو خودتوتن چک کنید) و جاده بسیار مناسب و زیبایی هم داره. باتومی تو تابستون به مراتب زیباتر و شلوغ تر بود. چون قبلا راجع به باتومی هم نوشتم اینجا چیز زیادی راجع بهش ندارم بگم.

باتومی به ترکیه و ایران

برای اینکه از باتومی به ترکیه برید باید اول به مرز سارپی برید و وارد ترکیه بشید. مراحل خروج و ورود خیلی راحت هست. فقط حواستون باشه حتما به سارپی برید و به نقشه و نویگیشن هاتون اعتماد نکنید. چون اون یکی مرز مدت های زیادی هست که بسته شده و کار نمیکنه ! ولی جاده خیلی خوشگلی داشت 🙂 بعد از سارپی به سمت آرتوین و اغدیر حرکت کنید و سپس به سمت مرز بازرگان و وارد ایران شوید.

توی این سفر ویدیو های زیادی گرفتم و توی یک کانال تلگرام گذاشتم. اگه تمایل به دیدنشون داشتید به این کانال تلگرام مراجعه کنید.

به اشتراک بگذارید

ارمنستان گرجستان ترکیه

ایران

ارمنستان گرجستان ترکیه ، بالاخره تصمیم بر این شد عید امسال رو این بار زمینی بریم مسافرت به ارمنستان گرجستان ترکیه ، اون هم بدون ماشین ، حتی نه با اتوبوس و تاکسی بلکه از طریق هیچ هایکینگ و کوچ سورفینگ. البته فعلا تعدادمون سه نفر هست و شاید یک نفر دیگه هم بهمون ملحق بشه. هیچ هایکینگ و سورفینگ با این تعداد یک کم سخته اما امیدوارم بتونم تجربه اش کنیم. فعلا تجهیزات مورد نیاز شامل کوله پشتی و کفش و لباس مناسب رو خریدیم و منتظر عید هستیم. هدف مون این هست که از طریق مرز نوردوز بریم ارمنستان و سپس گرجستان و از ترکیه برگردیم ایران. این پست رو طی مسیر به مرور کامل می کنم و عکسهاش رو هم بعدا اضافه میکنم.

ارمنستان گرجستان ترکیه

کل مسیری که میخواهیم بریم توی عکس هست و مسافتی که باید بریم و برگردیم مجموعا ۳۰۴۴ کیلومتر هست. اومدن نفر چهارم هم قطعی شد. تقریبا دیگه از hitchhike و Couch-surfing نا امید شدم. بلیط قطار به سمت تبریز رو گرفتیم. ۱ فروردین شبونه با قطار به سمت تبریز راه میفتیم. حدود ساعت هشت شب با قطار تهران تبریز از قزوین به سمت تبریز راه افتادیم. برای بار دومی هست که تجربه سفر با قطار رو تجربه میکنم. قطارمون هم جادار و راحت هست. بعد از رسیدن به تبریز با یک قطار دیگه و پرداخت فقط ٢۵٠٠ تومن رسیدیم جلفا. قطار توقف های زیادی داشت اما بالاخره رسیدیم. توی جلفا راننده های زیادی دوره مون کردن و قیمت های مختلفی برای نوردوز دادن اما توی جاده با یک ماشین تونستیم ٢۵ تومن طی کنیم تا به نوردوز برسونتمون. جاده مرزی جلفا به نوردوز در نوع خودش خیلی قشنگ بود. فاصله ای که کلا طی کردیم حدود ۶۵۰ کیلومتر بود.

ارمنستان

بعد از مرز و پرداخت ٣٠٠٠ درام جهت ویزا وارد خاک ارمنستان شدیم. طبق معمول راننده های زیادی دوره تون میکنند و انقدر شلوغ می کنند که اعصاب آدم رو بهم میریزند. طبق معممول هرجا ایرانی زیاد هست همه راننده های بعد مرز به شدت کاسب هستند و باید حسابی حواستون به قیمت هایی که میگن باشه. با پرداخت مبلغی حدود ۹۰ دلار قرار شد تا یروان یا همون ایروان بریم. من آدم سخت گیری نیستم و همیشه قسمت مثبت ماجرا رو نگاه میکنم اما جاده یروان از لحاظ کیفیت آسفالت خراب و مزخرف هست. فاصله مرز تا یروان ۳۷۰ کیلومتر هست. اما جاده به قدری خراب هست که حداقل ۷ ساعت زمان نیاز داشت. اما مسیر جاده زیبایی های خاص خودش رو داره و اگه برای رسیدن به مقصد عجله نداشته باشید میتونید از ترکیب جاده کوهستانی و جنگل و برف حسابی لذت ببرید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

خوب بالاخره بعد از یک مسیر طولانی و خسته کننده رسیدیم به یروان. توی شهر یروان تا دلتون بخواد ایرانی و خدمات ایرانی هست. حتی میتونید خیلی جاها با استفاده از کارت شتابتون از صرافی ها پول بگیرید. شهر یروان در کل چیز خاصی نداره. حتی چند جای دیدنی هم که داره خیلی تاریخی نیست. اما غذا و نوشیدنی حسابی ارزون هست. اما جاهای دیدنی زیادی رو توی شهر پیدا نمیکنید. شاید بشه توی یک روز همه دیدنی هاش رو دید. توی شهر باید حسابی حواستون جمع باشه. مخصوصا کسانی که ایرانی حرف می زنند قطعا قیمت های خیلی گرون تری برای شما در نظر دارند. خلاصه نزنه بالا بعدا پشیمون بشین ! توی شهر مردم خیلی انگلیسی بلد نیستند. ارمنی و فارسی و بعد از اون روسی بیشترین زبونی هست که صحبت میشه. ما ۲-۳ روزی ایروان بودیم که برای شهری مثل یروان زیاد بود.

ارمنستان گرجستان ترکیه

هزار پله یکی از جاهای دیدنی ایروان هست که میتونید از اون بالا کل شهر رو ببینید. نگران هزار پله اش نباشید. کنارش توی ساختمون پله برقی هست. فقط بدرد این میخوره که یک نگاه کلی به شهر بندازید.

گرجستان

ماشین های زیادی حاضرند با ۱۲۰ دلار شما رو از یروان تا تفلیس ببرند. اما کافیه برید به ترمینال شهر از اونجا رقم های خیلی بهتری میتونید پیدا کنید. ما با حدود ۵۰ دلار یک ماشین برای تفلیس گرفتیم. جاده به سمت تفلیس واقعا خوب هست و مخصوصا بعد از مرز گرجستان مناظر خیره کننده و جشم نوازی در مسیرتون هست. فاصله بین دوشهر ۲۸۵ کیلومتر هست و حدود ۴-۵ ساعت راه هست. در مسیر از کنار دریاچه سوان میتونید رد بشید و در قسمتی از مسیر کنار مرز آذربایجان هم قرار میگیرید و میتونید چشم اندازی به طبیعت سه کشور در کنار هم داشته باشید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

خوب رسیدیم به تفلیس یا Tbilisi. شهری قدیمی با کلی تاریخ. بخشی از شهر که به Old Tbilisi معروف هست واقعا دیدنی هست. ساختمون ها و کوچه ها سرشار از معماری های دوست داشتنی و پرحس هست. آدم میتونه ساعت ها توی کوچه پس کوچه های Old Tbilisi قدم بزنه و گم بشه و از دیدن همه چی لذت ببره. توی تفلیس همه چی ارزون هست. مخصوصا غذا و نوشیدنی به قدری ارزون هست که به راحتی میتونید هر رستورانی رو که دیدید واردش بشید. ولی باز یک تجربه کلی که توی شهرهای غریب هرجایی که وارد می شید حتما اول قیمت هاش رو چک کنید که بعدا موقع صورتحساب انگ دزد بودن بهشون نزنید ! چون توی سفر ایرانی های زیادی رو دیدم که بدون اطلاع و پرسش (مخصوصا وارد نایت کلاب ها) می شدند و موقع خروج نقره داغ شده بودند !

ارمنستان گرجستان ترکیه

توی شهر مناظر دیدنی و جاذبه های تاریخی زیادی هست. خوشبختانه همه این ها اکثرا مجانی یا نزدیک به مجانی هستند. تله کابین های شهر رو میتونید با پرداخت ۱ لاری (حدود نیم دلار) سوار بشید و به بالای کوه های شهر برید و مناظر دیدنی شهر رو ببینید. وجود طبیعت جذاب چسبیده به شهر یکی از جاذبه های دوست داشتنی شهر تفلیس بود.

ارمنستان گرجستان ترکیه

اگه مثل من آدم شیکمویی هستید تفلیس براتون بهشته. رستوران های متنوع ، غذاهای خیلی خوشمزه و ارزون تو سرتاسر تفلیس پیدا میشه. غذاهای محلی خودشون ، غذاهای خارجی و حتی رستوران ایرانی هم میتونید به راحتی پیدا کنید. اما خوب سعی کنید رستوران ایرانی رو همین ایران امتحان کنید و توی پول و وقتتون صرفه جویی کنید. توی تفلیس یک مرکز خرید نو و بزرگ به اسم east point هست که توصیه میکنم یک سر بهش بزنید. سینمای IMAX خیلی خوبی هم داشت.

کوه ها و دشت های اطراف تفلیس خیلی دیدنی هست و میشه مدت های زیادی توی روستاهاشون گشت و گذار کرد.

ارمنستان گرجستان ترکیه

توی تفلیس برای اینکه بریم پیست اسکی Gudauri یک روز ماشین اجاره کردم.  فاصله پیست تا شهر ۹۰ کیلومتر هست و مسیرش واقعا دیدنی و لذت بخش هست. جاده کوهستانی و سرسبز در کنار رود که قشنگ یادتون میره چقدر از مسیر مونده. رانندگی توی این جاده یکی از بهترین تجربه های سفر بود. فقط بعضی جاها باز یک کم آسفالت مشکل داره اما نه در حد جاده یروان. توی مسیر برگشت کلیساهای سنگی قدیمی زیادی هست که میتونید بهشون سر بزنید و ببینید. در کل کلیساهای چیز زیادی برای دیدن ندارند اما به علت معماری متفاوتشون عکس های قشنگی میشه انداخت.

در کنار کلیساهای بیرون شهر اکثرا دستفروش هایی هستند که سوغانی های گرجستان رو می فروشند. در کنار جاده و کلیساها هم شرابهای دست ساز محلی با قیمت های خیلی ارزونی به فروش می رسه که اگه اهلش هستید بد نیست یک نگاه بهش بندازید.

شهر تفلیس و اطرافش رو میشه در کل برایش یک هفته هم وقت گذاشت و براتون تکراری نشه. اما فکر کنم بعد از یک هفته کم کم دیگه چیز جدیدی برای دیدن نداشته باشه و بهتر باشه مثل ما به سمت باتومی راه بیفتید.

از داخل ترمینال می تونید با ون و مینی بوس به راحتی به باتومی برید. قطار هم هست. اما ما با کرایه یک تاکسی تا باتومی رفتیم. جاده تفلیس به باتومی شبیه جاده های شمال خودمون هست و قسمتی از مسیر هم کنار ساحل دریای سیاه هست. فاصله تفلیس تا باتومی ۳۷۵ کیلومتر هست و حدود ۵ و نیم ساعت این مسیر طول کشید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

باتومی شهر کوچک ساحلی هست که کل رونق اش توی فصل های گرم هست. توی شهر پر از کازینو و دیسکو هست و با توجه به نزدیک بودن به ترکیه پاتوق شماره ۱ قماربازهای ترکیه ای هست. قسمت خوب شهر به قدری کوچک هست که توی چند ساعت پیاده روی می تونید کل شهر رو ببینید. قیمت ها توی این شهر هم دقیقا مثل تفلیس ارزون و خوب هست.

ساحل دریای سیاه واقعا دیدنی و زیبا هست. آسمون آبی و دریای تمیز ترکیب خیلی قشنگی رو رقم زده. نکته ای که خیلی جالب بود فرهنگ بالای مردم در تمیز نگه داشتن ساحلشون بود. طوری که حتی نمیتونستی یک آشغال در سرتاسر ساحل پیدا کنی. امیدوارم فرهنگ ما ایرانی ها هم در این زمینه بهتر بشه و قدر منابع طبیعی مون رو بیشتر بدونیم.

ارمنستان گرجستان ترکیه

سرتاسر ساحل باتومی پر از المان ها و مجسمه های جذاب و دیدنی بود. وجود گل های قشنگ و درخت های متنوع هم منظره های چشم نوازی رو رقم می زد.

کشتی ها و قایق های زیادی توی باتومی هست. اگه بخواهید میتونید خیلی راحت با یک فری توربوجت به سوچی توی روسیه هم برید.

توی شهر باتومی بار و رستوران های زیادی هست. خیلی هاشون قلیون هم دارند. اگه دنبال یک قلیون خوب هستید BK رو بهتون توصیه میکنم. آدرسش اش رو توی لوکیشن عکس میتونید پیدا کنید.

اگه اهل کازینو یا دریا رفتن نباشید باتومی جز ۱-۲ روز چیز جدیدی براتون نخواهد داشت. اما توی فصل شنا میشه یک هفته هم از ساحل زیبا اش لذت برد. ما هم بیشتر از ۲ روز باتومی نبودیم و به سمت ترکیه راه افتادیم.

ترکیه

ارمنستان گرجستان ترکیه

از باتومی میتونید خیلی راحت و سریع تا مرز ترکیه برید و وارد ترکیه بشید. ما بعد از اینکه وارد ترکیه شدیم دوباره با قیمت های بالای تاکسی و هزینه های بالاتر ترکیه نسبت به گرجستان مواجه شدیم. از شهر مرزی اوپا به سمت ارزروم راه افتادیم. قسمت شرقی ترکیه تقریبا هیچی نداره و جز دهات و شهرهای کوچک هیچی برای دیدن نیست. فاصله باتومی تا ارزروم ۲۶۲ کیلومتر هست.

تنها قسمت خوب و دیدنی شرق ترکیه پیست اسکی Palandoken چسبیده به شهر ارزروم هست. هتل های خوب و پیست ارزون و خوب لذت اسکی رو برامون به همراه داشت. اگه توی مسیرتون هست و اهل اسکی هستید حتما یک شب رو باید اینجا وقت بگذرونید. چون سایر قسمت های ترکیه دیگه چیزی برای دیدن نداره. بعد از اسکی و استراحت به سمت مرز بازرگان راه افتادیم و وارد ایران شدیم. فاصله ارزروم تا مرز بازرگان حدود ۳۰۰ کلیومتر هست و از بازرگان هم باز ۶۰۰-۷۰۰ کیلومتر تا خونه راه داشتیم.

عکسهای این پست رو سعی کردم از روی اینستاگرام ام بزارم چون اینجوری سایتهای ایرانی کمتر میتونند بدون ذکر منبع کپی کنند. چندتا عکس بیشتر هم از خودم گذاشتم 🙂 چون نمیدونم در آینده دسترسی به اینستاگرام چطوری خواهد بود عکسهای اینستاگرام و عکسهای بیشتری رو در ادامه مطلب تو گالری خود وبلاگم میزارم. این هم خلاصه ای از سفر ما به ارمنستان گرجستان ترکیه . اگر شما هم تجربه مشابه ای دارید با من از طریق کامنت در جریان بگذارید.

به خواندن ادامه دهید

به اشتراک بگذارید