مدیریت یکپارچه وردپرس ها

صورت مساله : من تعداد زیادی سایت دارم که با وردپرس لانچ شده. مدیریت این سایت ها به صورت تک به تک کاری است نیازمند زمان و کار بسیار زیاد. آپدیت نگه داشتن پلاگین ها و هسته وردپرس حتی با روشن بودن قابلیت اتوماتیک آپدیت هربار کلی زمان میبره. دسترسی به پنل هاشون و مشاهده آپ بودن سایت حتی. گرفتن بک آپ و … . اصلا بعضی وقتها یکی سایت رو برای مدتی فراموش میکنم. مدیریت یکپارچه وردپرس هام راه حلی هست که بدنبالش بودم.

مدیریت یکپارچه وردپرس

راه حل های پولی زیادی برای کنترل کردن سایت های مختلف وردپرسی از یک جا هست. اکثرشون نیازمند صرف هزینه  و ستاپ کردن پردردسر هستند. راه حل رایگان و سریعی که من پیدا کردم استفاده از wp remote هست. wp remote یک سایت هست که به شما اجازه میده با نصب فقط یک پلاگین توی سایت های وردپرسی تون و اضافه کردن کد API بتونید همه سایت ها رو از یکجا مدیریت کنید. وضعیت بروزرسانی ها رو ببینید و همه سایت ها رو از یکجا آپدیت کنید یا بک آپ بگیرید. کار باهاش خیلی روون و سریع هست. با اینکه دو سالی هست آپدیت نشده ولی هنوز خیلی خوب و بدون مشکل کار میکنه. هربار که پنل تون رو توی سایت باز میکنید لیستی از همه سایت هایی که اضافه کردید بهتون نشون میده و به راحتی می تونید مدیریت یکپارچه وردپرس هایی که روی دامین های مختلف نصب کردید رو داشته باشید. اگه افزونه های هر سایت براش آپدیتی اومده باشه با یک کلیک همشون رو با هم آپدیت کنید. یا اینکه همه سایت هاتون رو یکجا آپدیت کنید.

البته همون طور گفتم سرویس های پولی و نیمه رایگان زیادی هست که بهتون اجازه مدیریت یکپارچه وردپرس ها رو میده . اگه شما راه حلی بهتری سراغ دارید ممنون میشم توی کامنت ها بگید که اینجا اضافه کنم.

به اشتراک بگذارید

عشق و پول: چرا موسس ویکتوریا سکرت خودکشی کرد

در اواسط دهه هفتاد میلادی مردی به نام Roy Raymond وارد یک فروشگاه شد تا برای زنش یک سری لباس زیر بخره. (Lingerie یک کم متفاوت تر هست اما ترجمه فارسی اش نمیدونم چیه) کل شرایط محیط اونجا باعث شد که اصلا احساس راحتی نداشته باشه.

همه چیزی که پیدا کرده بود یک سری لباس خواب گلدار بود. نیاز به توضیح نیست که فروشنده زنی هم که به کمکش اومده بود به دید یک منحرف بهش نگاه میکرد. گرچه این ماجراجویی در بخش لباس زیر زنونه در کل بی نتیجه نبود.

در حقیقت این الهام دهنده ایده یکی از بزرگ ترین و معروف ترین برندهای دنیا بود : ویکتوریا سکرت

ویکتوریا سکرت

داستان ویکتوریا سکرت

بعد از بازدید فاجعه باری که از فروشگاه داشت ، ریموند غوغا کرد. او با دوستهای مردی که داشت صحبت کرد و به این حقیقت رسید که توی بازار لباس زیر زنونه یک فضای خالی خیلی بزرگ وجود دارد.

هیچ جایی نیست که یک مرد بتونه به راحتی برای زنش لباس زیر بخره و احساس منحرف بودن هم بهش دست نده. ریموند میخواست این رو تغییر بده.

ایده اون این بود که یک فروشگاه باکلاس لباس زیر زنونه راه اندازی کنه که مردها بتونند توش به راحتی خرید کنند. بهترین زمان برای این کار بود.

توی دهه های ۵۰ و ۶۰ لباس زیر زنونه برای سکسی بودن طراحی نمی شد و تنها چیزی که مهم بود راحتی ، کاربرد و دووم بود. Sensual Lingerie ها هنوز جا نیفتاده بود.

ویکتوریا سکرت وقتی اولین فروشگاه اش رو در سال ۱۹۷۷ توسط ریموند تاسیس کرد این بازی را کاملا عوض کرد.

اون اسم ویکتوریا رو انتخاب کرد چون میخواست نزاکت و احترام دوره ویکتوریا رو بیرون بکشه. جور دیگه بگیم اسرار ویکتوریا در زیر پنهان شده است.

بدین ترتیب ، همیشه باید یک خرید لذت بخش باشه ، جایی که جنسیت نباید چنین رازی باشه و لباس زیر هم میتونه جذاب باشه.

ایده ریموند انقلابی بود. اون ۴۰ هزار دلار وام گرفت. ۴۰ هزار دلار هم از اقوام قرض کرد. ویکتوریا سکرت سال اول ۵۰۰ هزار دلار سود داشت.

تجارت مثل امپراطوری میمونه ، یا با زمان تغییر میکنی یا توی گرد و خاک محو میشی

موفقیت در تجارت همش درباره این هست که یک سوراخ توی بازار پیدا کنی و با قدرت بهش حمله کنی. روی ریموند تونست یک امپراطوری کوچک تاسیس کنه چون این رو فهمید.

گرچه همون طور که تاریخ نشون داده، حتی بزرگترین امپراطوری ها هم سقوط میکنند اگر نتونند روی موفقیت های گذشته ساخته شده و تغییرات ضروری را درک کنند.

به این ترتیب برای این اینکه یک تجارت در سال های اولیه اش موفق بشه ، باید یک پناه برای خودش درست کنه. گرچه اگر این پناه خیلی عمیق بشه ممکنه مثل آوار بر سرش خراب بشه. آخرین کاری که ممکنه بکنید این هست که توی یک جعبه خودتون رو اسیر کنید.

در سال ۱۹۸۲ ویکتوریا سکرت بیش از ۴ میلیون دلار در آمد داشت. در همون دوران نزدیک به ورشکستگی بود. یک چیزی گم شده بود اما ریموند نمیتونست پیداش کنه.

در همین زمان ها مردی به اسم Leslie Wexner برای اولین بار وارد یکی از فروشگاه های ویکتوریا سکرت شد. او خودش یک تاجر بود. به سرعت فهمید مشکل تجارت ریموند چه چیز هست.

به طور ساده ، تجارت واقعا تنها برای مردها بنا شده و اصلا میان زن ها موفق نبوده. هم فروشگاه ها هم کاتالوگ ها برای مشتری های مرد طراحی شده است.

درسته که ویکتوریا سکرت در حقیقت برای مرد ها تاسیس شده بود. اما ریموند این نکته رو متوجه نشده بود که در بلندمدت این موضوع چقدر تجارت اش رو محدود خواهد کرد.

وکسنر متوجه شد زن ها توی فروشگاه های ویکتوریا سکرت همونقدر معذب هستند که ریموند برای اولین بار بود.

به زبان دیگر ریموند ایده خوبی داشت اما نمی دونست چگونه اون رو توسعه بده. اون قادر نبود که فراتر از محدودیت های نگاه خودش به قضیه نگاه کنه و ببینه که مصرف کنندگان دنبال چه چیزی هستند.

در نهایت وکسنر پتانسیل ویکتوریا سکرت رو دید و تجارت رو از ریموند به قیمت ۱ میلیون دلار در سال ۱۹۸۲ خرید.  اون ایده کلی ریموند رو گرفت و یک امپراطوری وسیع ساخت. ساخت تجارتی که هم زن ها و هم مرد ها عاشق اون هستند.

اون به طور کلی کاتالوگ ها رو عوض کرد. مدل های فوق العاده ای رو استخدام کرد. به طور همزمان فروشگاه ها را مدرن کرد. ذاتا شرایطی رو درست که مردها عاشق نگاه کردن به کاتالوگ ها بودند و زن ها عاشق خرید در مغازه ها.

در سال ۱۹۹۵ ویکتوریا سکرت ۱٫۹ بیلیون دلار می ارزید و ۶۷۰ فروشگاه داشت. در حال حاضر کمپانی ۷ بیلیون دلار ارزش دارد.

پایان تراژدیک داستان Roy Raymond

بعد از این که ریموند ویکتوریا سکرت را فروخت یک خرده فروشی دیگر برای بچه ها رو شروع کرد. در سال ۱۹۸۶ ورشکست شد. در همون سال او و زنش از همدیگه جدا شدند.

در سال ۱۹۹۳ با پریدن از روی پل معروف گلدن گیت سن فرانسیسکو خودکشی کرد.

هوش روی ریموند تونست نیاز به راحت کردن پروسه خرید لباس زیر رو تشخیص بده. اما داستان اش نشون داد که میشه چه موقعیت طلایی رو کشف کرد و به راحتی از دست داد.

به زبان دیگر ، از ایده های خوبتون وقتی شرایط سخت میشه دست نکشید. به خصوص اگر موفقیت رو باهاش تجربه کردید. در طبیعت و تجارت ، انطباق راز بقا است.

این واقعا ناراحت کننده است که داستان ریموند با خودکشی پایان یافت. ما واقعا نمیتونیم بفهمیم چه علتی بهش این انگیزه رو داد. اما عادلانه است که بگیم اون افسوس موفقیت های ویکتوریا سکرت و همچنین شکست در ازدواج اش رو میخورد. عشق و پول میتونه مردم رو به لبه هل بده.

در پایان یادمون باشه پول خوشبختی نمیاره اما دست کشیدن از آرزوهاتون میتونه کشنده باشه.

بعضی وقتها خیلی آسون تر هست که شکست رو قبول کنیم و ازش بگذریم. تا اینکه با افسوس زندگی کنیم.

به اشتراک بگذارید

مشکل بزرگ ترابردپذیری از همراه اول

حدود یک ماه هست که به لطف ترابردپذیری از همراه اول به ایرانسل سیم کارتم رو انتقال دادم. توی این مدت از همه سرویس های ایرانسل مخصوصا اینترنت خوبش واقعا راضی بودم. خیلی خوشحالم بالاخره تو این مملکت حداقل یک حق انتخاب داریم. اما این وسط یک مشکل خیلی بزرگ هست که واقعا نمی دونم برای رفع اش چی کار باید کرد. هروقت کسی از همراه اول و تلفن های ثابت با شماره من تماس میگیره صدای زیر به مدت ۲۰ ثانیه قبل از زنگ خوردن براش پخش میشه !

این موضوع واقعا مشکل بزرگی ایجاد کرده. از اونجایی که ایرانی ها کلا نه چیزی رو میخونن نه به چیزی حتی حاضرن گوش بدن . خیلی ها فکر میکنن که خط من قطع شده ! یا در دسترس نیستم ! یا از کشور رفتم بیرون سریع قطع میکنند!
از طرفی درست هست که تماس با خط من دیگه مثل تماس با همراه اول محاسبه نخواهد شد. اما فکر نمیکنم تفاوت قیمت چند ریالی اونقدر مهم باشه که با پخش ۲۰ ثانیه پیام ! باعث شود که نصف تماس های دریافتی من ناموفق بشه.
امیدوارم کمک کنید با انتشار این مطلب بتونیم راه حل مفیدی برای این مشکل ترابردپذیری پیدا کنیم.

پی‌نوشت: گویا میشه از اینجا به رگولاتوری اعتراض نوشت. شاید اعتراض ها زیاد بشه کاری بکنند.

به اشتراک بگذارید

آذربایجان گرجستان ترکیه

خوب تابستون هست و بهترین فصل ممکن برای سفر. این بار تصمیم گرفتیم برای سفر از مسیر آذربایجان ، گرجستان و ترکیه عبور کنیم و به ایران برگردیم. این بار وسیله سفر رو ماشین شخصی خودمون در نظر گرفتیم و تصمیم بر این شد که با ماشین و جاده نوردی بریم مسافرت. چون قبلا راجع به ترکیه و گرجستان در اینجا نوشتم. در این پست بیشتر راجع به آذربایجان و شرایط خروج موقت ماشین براتون می نویسم. جهت تهیه ویزا آذربایجان هم میتونید از این سایت اقدام کنید.

maps

مراحل خروج ماشین
قبل از اینکه بخواهید با ماشین خودتون از مرز خارج بشید باید اول به اداره گمرک مراجعه کنید و با انجام مراحلی طی ۱-۲ ساعت برگ خروج موقت خودروتون رو که تا یک سال اعتبار داره بگیرید. دقت کنید بعد از یک سال باید حتما برای ابطال و در صورت تمایل تمدید مجددا مراجعه کنید. هزینه ای حدود ۲۰-۳۰ تومن براتون خواهد داشت. بعد با مراجعه به دفترهایی که گواهینامه و پلاک بین المللی صادر میکنند و ارایه مدارکتون میتونید طی ۱-۲ ساعت و پرداخت مبلغ حدودا ۴۰۰ هزار تومن برای پلاک و عضویت و حدود ۸۰ هزار تومن برای گواهینامه بین المللی اقدام کنید. دقت کنید تا یک سال میتونید هرچقدر که خواستید از این پلاک استفاده کنید و خارج بشید. بعد از یک سال با یک هزینه کم قابل تمدید هست.

ورود و خروج از مرز کشورها شامل هزینه ای برای ماشین شما نخواهد بود. برخی کشورها ممکن هست هزینه بیمه دریافت کنند. هزینه بیمه در هر کشور متفاوت هست و جیزی بین ۵۰ – ۲۰۰ هزار تومن باید هزینه بیمه ماشین را پرداخت کنید. گرجستان هیج هزینه بیمه ای در حال حاضر دریافت نمی کند.

هزینه بنزین هم در آذربایجان در تاریخ نوشتن این پست هر لیتر بنزین حدود ۱۵۰۰ تومن و در گرجستان حدود ۲۰۰۰ تومن و در ترکیه که یکی از گرون ترین بنزین های دنیا رو داره حدود ۴۰۰۰ تومن برای هر لیتر هست.

2016-07-30 21.19.24

آذربایجان
برای رسیدن به باکو و آذربایجان دو راه وجود دارد. راه اول از طریق مرز آستارا که بعد از اون ۳۵۰ کیلومتر تا باکو راه دارید و راه دوم از طریق مرز بیله سوار که بعد از اون ۲۰۰ کیلومتر تا باکو راه دارید. مرز بیله سوار به شدت بی نظم و نامرتب بودن. همچنین وقتی وارد مرز آذربایجان می شید  منتظر باشید که ازتون رشوه بخواهند یا اینکه چون رشوه نمیدید باید ۱-۲ ساعت صبر کنید که همه جوره بگردنتون و معطل تون کنند. (متاسفانه آذربایجانی ها به شدت دچار فساد در سیستم اداری شون هستند . که البته سال هاست این موضوع داره درست میشه) ، پس یادتون باشه هرجای آذربایجان که هستید سعی کنید دست پلیس هیچ بهونه ای ندید. اگه بهونه ای نداشتند از دادن هر گونه وجهی طفره برید و اگر خیلی اصرار کردن بگید با شماره ۱۰۲ تماس میگیرید و گزارش میدید. سریعا حساب کار دستشون میاد.

بین تمام شهرهایی که توی حوزه شمال غرب کشورمون هست باکو به مراتب پیشرفته تر ، بزرگتر و دارای فرهنگ بالاتری هست. شهر کاملا منظم و تمیز هست. وجود مرکز خرید های مختلف و شیک با قیمت های مناسب برای کسانی که دنبال خرید هستند امتیاز خیلی خوبی هست. خورد و خوراک و تفریح خیلی ارزون هست. برای کسانی که تهران زندگی می کنند به مراتب ارزون تر از زندگی روزمره در تهران هست. چیزی که توی شهر باکو خیلی به چشم میاد نظم و انضباط هست. حتی در یکجا یک عابر از خیابون رد نخواهد شد. مزیت باکو این هست که بسیار نزدیک هست و می تونید برید چند روز بمونید و خیلی سریع هم برگردید.

2016-07-29 18.46.58

متاسفانه آذربایجان هنوز نیاز به ویزا دارد و برای دریافتش باید رقمی حدود ۵۰ دلار هزینه کنید. که البته توی این سایت ویزا باکو ارزون تر میشه تهیه کرد. اگه قبلا مثل من ارمنستان رفته باشید لب مرز نگهتون میدارن و به یک اتاق برای بازجویی می رید. اونجا چند تا سوال از من راجع به اینکه چرا ارمنستان بودم . چی کار میکردم و کجاها رفتم پرسید و گفت اگه باز بری ارمنستان ممکنه دفعه بعدی آذربایجان راهت ندیم !!!

باکو به تقلیس
فاصله باکو تا تفلیس حدود ۷۰۰ کیلومتر (یادم رفته نقشه رو خودتوت چک کنید خوب ! ) هست. باید با از مرز آذربایجان عبور کنید و داستان ها مشابه آذربایجانی ها که برای پول گرفتن ممکن هست معطل تون کنند.  اما مرز گرجستان بدون نیاز به ویزا و بیمه و … با راحتی به داخل گرجستان راهتون میده. همون اول تفاوت رو حس میکنید. قبلا راجع به تفلیس کامل نوشتم .

تفلیس به باتومی
فاصله تفلیس و باتومی هم حدود ۵۰۰ کیلومتر هست (نقشه رو خودتوتن چک کنید) و جاده بسیار مناسب و زیبایی هم داره. باتومی تو تابستون به مراتب زیباتر و شلوغ تر بود. چون قبلا راجع به باتومی هم نوشتم اینجا چیز زیادی راجع بهش ندارم بگم.

باتومی به ترکیه و ایران

برای اینکه از باتومی به ترکیه برید باید اول به مرز سارپی برید و وارد ترکیه بشید. مراحل خروج و ورود خیلی راحت هست. فقط حواستون باشه حتما به سارپی برید و به نقشه و نویگیشن هاتون اعتماد نکنید. چون اون یکی مرز مدت های زیادی هست که بسته شده و کار نمیکنه ! ولی جاده خیلی خوشگلی داشت 🙂 بعد از سارپی به سمت آرتوین و اغدیر حرکت کنید و سپس به سمت مرز بازرگان و وارد ایران شوید.

توی این سفر ویدیو های زیادی گرفتم و توی یک کانال تلگرام گذاشتم. اگه تمایل به دیدنشون داشتید به این کانال تلگرام مراجعه کنید.

به اشتراک بگذارید

ارمنستان گرجستان ترکیه

ایران

ارمنستان گرجستان ترکیه ، بالاخره تصمیم بر این شد عید امسال رو این بار زمینی بریم مسافرت به ارمنستان گرجستان ترکیه ، اون هم بدون ماشین ، حتی نه با اتوبوس و تاکسی بلکه از طریق هیچ هایکینگ و کوچ سورفینگ. البته فعلا تعدادمون سه نفر هست و شاید یک نفر دیگه هم بهمون ملحق بشه. هیچ هایکینگ و سورفینگ با این تعداد یک کم سخته اما امیدوارم بتونم تجربه اش کنیم. فعلا تجهیزات مورد نیاز شامل کوله پشتی و کفش و لباس مناسب رو خریدیم و منتظر عید هستیم. هدف مون این هست که از طریق مرز نوردوز بریم ارمنستان و سپس گرجستان و از ترکیه برگردیم ایران. این پست رو طی مسیر به مرور کامل می کنم و عکسهاش رو هم بعدا اضافه میکنم.

ارمنستان گرجستان ترکیه

کل مسیری که میخواهیم بریم توی عکس هست و مسافتی که باید بریم و برگردیم مجموعا ۳۰۴۴ کیلومتر هست. اومدن نفر چهارم هم قطعی شد. تقریبا دیگه از hitchhike و Couch-surfing نا امید شدم. بلیط قطار به سمت تبریز رو گرفتیم. ۱ فروردین شبونه با قطار به سمت تبریز راه میفتیم. حدود ساعت هشت شب با قطار تهران تبریز از قزوین به سمت تبریز راه افتادیم. برای بار دومی هست که تجربه سفر با قطار رو تجربه میکنم. قطارمون هم جادار و راحت هست. بعد از رسیدن به تبریز با یک قطار دیگه و پرداخت فقط ٢۵٠٠ تومن رسیدیم جلفا. قطار توقف های زیادی داشت اما بالاخره رسیدیم. توی جلفا راننده های زیادی دوره مون کردن و قیمت های مختلفی برای نوردوز دادن اما توی جاده با یک ماشین تونستیم ٢۵ تومن طی کنیم تا به نوردوز برسونتمون. جاده مرزی جلفا به نوردوز در نوع خودش خیلی قشنگ بود. فاصله ای که کلا طی کردیم حدود ۶۵۰ کیلومتر بود.

ارمنستان

بعد از مرز و پرداخت ٣٠٠٠ درام جهت ویزا وارد خاک ارمنستان شدیم. طبق معمول راننده های زیادی دوره تون میکنند و انقدر شلوغ می کنند که اعصاب آدم رو بهم میریزند. طبق معممول هرجا ایرانی زیاد هست همه راننده های بعد مرز به شدت کاسب هستند و باید حسابی حواستون به قیمت هایی که میگن باشه. با پرداخت مبلغی حدود ۹۰ دلار قرار شد تا یروان یا همون ایروان بریم. من آدم سخت گیری نیستم و همیشه قسمت مثبت ماجرا رو نگاه میکنم اما جاده یروان از لحاظ کیفیت آسفالت خراب و مزخرف هست. فاصله مرز تا یروان ۳۷۰ کیلومتر هست. اما جاده به قدری خراب هست که حداقل ۷ ساعت زمان نیاز داشت. اما مسیر جاده زیبایی های خاص خودش رو داره و اگه برای رسیدن به مقصد عجله نداشته باشید میتونید از ترکیب جاده کوهستانی و جنگل و برف حسابی لذت ببرید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

خوب بالاخره بعد از یک مسیر طولانی و خسته کننده رسیدیم به یروان. توی شهر یروان تا دلتون بخواد ایرانی و خدمات ایرانی هست. حتی میتونید خیلی جاها با استفاده از کارت شتابتون از صرافی ها پول بگیرید. شهر یروان در کل چیز خاصی نداره. حتی چند جای دیدنی هم که داره خیلی تاریخی نیست. اما غذا و نوشیدنی حسابی ارزون هست. اما جاهای دیدنی زیادی رو توی شهر پیدا نمیکنید. شاید بشه توی یک روز همه دیدنی هاش رو دید. توی شهر باید حسابی حواستون جمع باشه. مخصوصا کسانی که ایرانی حرف می زنند قطعا قیمت های خیلی گرون تری برای شما در نظر دارند. خلاصه نزنه بالا بعدا پشیمون بشین ! توی شهر مردم خیلی انگلیسی بلد نیستند. ارمنی و فارسی و بعد از اون روسی بیشترین زبونی هست که صحبت میشه. ما ۲-۳ روزی ایروان بودیم که برای شهری مثل یروان زیاد بود.

ارمنستان گرجستان ترکیه

هزار پله یکی از جاهای دیدنی ایروان هست که میتونید از اون بالا کل شهر رو ببینید. نگران هزار پله اش نباشید. کنارش توی ساختمون پله برقی هست. فقط بدرد این میخوره که یک نگاه کلی به شهر بندازید.

گرجستان

ماشین های زیادی حاضرند با ۱۲۰ دلار شما رو از یروان تا تفلیس ببرند. اما کافیه برید به ترمینال شهر از اونجا رقم های خیلی بهتری میتونید پیدا کنید. ما با حدود ۵۰ دلار یک ماشین برای تفلیس گرفتیم. جاده به سمت تفلیس واقعا خوب هست و مخصوصا بعد از مرز گرجستان مناظر خیره کننده و جشم نوازی در مسیرتون هست. فاصله بین دوشهر ۲۸۵ کیلومتر هست و حدود ۴-۵ ساعت راه هست. در مسیر از کنار دریاچه سوان میتونید رد بشید و در قسمتی از مسیر کنار مرز آذربایجان هم قرار میگیرید و میتونید چشم اندازی به طبیعت سه کشور در کنار هم داشته باشید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

خوب رسیدیم به تفلیس یا Tbilisi. شهری قدیمی با کلی تاریخ. بخشی از شهر که به Old Tbilisi معروف هست واقعا دیدنی هست. ساختمون ها و کوچه ها سرشار از معماری های دوست داشتنی و پرحس هست. آدم میتونه ساعت ها توی کوچه پس کوچه های Old Tbilisi قدم بزنه و گم بشه و از دیدن همه چی لذت ببره. توی تفلیس همه چی ارزون هست. مخصوصا غذا و نوشیدنی به قدری ارزون هست که به راحتی میتونید هر رستورانی رو که دیدید واردش بشید. ولی باز یک تجربه کلی که توی شهرهای غریب هرجایی که وارد می شید حتما اول قیمت هاش رو چک کنید که بعدا موقع صورتحساب انگ دزد بودن بهشون نزنید ! چون توی سفر ایرانی های زیادی رو دیدم که بدون اطلاع و پرسش (مخصوصا وارد نایت کلاب ها) می شدند و موقع خروج نقره داغ شده بودند !

ارمنستان گرجستان ترکیه

توی شهر مناظر دیدنی و جاذبه های تاریخی زیادی هست. خوشبختانه همه این ها اکثرا مجانی یا نزدیک به مجانی هستند. تله کابین های شهر رو میتونید با پرداخت ۱ لاری (حدود نیم دلار) سوار بشید و به بالای کوه های شهر برید و مناظر دیدنی شهر رو ببینید. وجود طبیعت جذاب چسبیده به شهر یکی از جاذبه های دوست داشتنی شهر تفلیس بود.

ارمنستان گرجستان ترکیه

اگه مثل من آدم شیکمویی هستید تفلیس براتون بهشته. رستوران های متنوع ، غذاهای خیلی خوشمزه و ارزون تو سرتاسر تفلیس پیدا میشه. غذاهای محلی خودشون ، غذاهای خارجی و حتی رستوران ایرانی هم میتونید به راحتی پیدا کنید. اما خوب سعی کنید رستوران ایرانی رو همین ایران امتحان کنید و توی پول و وقتتون صرفه جویی کنید. توی تفلیس یک مرکز خرید نو و بزرگ به اسم east point هست که توصیه میکنم یک سر بهش بزنید. سینمای IMAX خیلی خوبی هم داشت.

کوه ها و دشت های اطراف تفلیس خیلی دیدنی هست و میشه مدت های زیادی توی روستاهاشون گشت و گذار کرد.

ارمنستان گرجستان ترکیه

توی تفلیس برای اینکه بریم پیست اسکی Gudauri یک روز ماشین اجاره کردم.  فاصله پیست تا شهر ۹۰ کیلومتر هست و مسیرش واقعا دیدنی و لذت بخش هست. جاده کوهستانی و سرسبز در کنار رود که قشنگ یادتون میره چقدر از مسیر مونده. رانندگی توی این جاده یکی از بهترین تجربه های سفر بود. فقط بعضی جاها باز یک کم آسفالت مشکل داره اما نه در حد جاده یروان. توی مسیر برگشت کلیساهای سنگی قدیمی زیادی هست که میتونید بهشون سر بزنید و ببینید. در کل کلیساهای چیز زیادی برای دیدن ندارند اما به علت معماری متفاوتشون عکس های قشنگی میشه انداخت.

در کنار کلیساهای بیرون شهر اکثرا دستفروش هایی هستند که سوغانی های گرجستان رو می فروشند. در کنار جاده و کلیساها هم شرابهای دست ساز محلی با قیمت های خیلی ارزونی به فروش می رسه که اگه اهلش هستید بد نیست یک نگاه بهش بندازید.

شهر تفلیس و اطرافش رو میشه در کل برایش یک هفته هم وقت گذاشت و براتون تکراری نشه. اما فکر کنم بعد از یک هفته کم کم دیگه چیز جدیدی برای دیدن نداشته باشه و بهتر باشه مثل ما به سمت باتومی راه بیفتید.

از داخل ترمینال می تونید با ون و مینی بوس به راحتی به باتومی برید. قطار هم هست. اما ما با کرایه یک تاکسی تا باتومی رفتیم. جاده تفلیس به باتومی شبیه جاده های شمال خودمون هست و قسمتی از مسیر هم کنار ساحل دریای سیاه هست. فاصله تفلیس تا باتومی ۳۷۵ کیلومتر هست و حدود ۵ و نیم ساعت این مسیر طول کشید.

ارمنستان گرجستان ترکیه

باتومی شهر کوچک ساحلی هست که کل رونق اش توی فصل های گرم هست. توی شهر پر از کازینو و دیسکو هست و با توجه به نزدیک بودن به ترکیه پاتوق شماره ۱ قماربازهای ترکیه ای هست. قسمت خوب شهر به قدری کوچک هست که توی چند ساعت پیاده روی می تونید کل شهر رو ببینید. قیمت ها توی این شهر هم دقیقا مثل تفلیس ارزون و خوب هست.

ساحل دریای سیاه واقعا دیدنی و زیبا هست. آسمون آبی و دریای تمیز ترکیب خیلی قشنگی رو رقم زده. نکته ای که خیلی جالب بود فرهنگ بالای مردم در تمیز نگه داشتن ساحلشون بود. طوری که حتی نمیتونستی یک آشغال در سرتاسر ساحل پیدا کنی. امیدوارم فرهنگ ما ایرانی ها هم در این زمینه بهتر بشه و قدر منابع طبیعی مون رو بیشتر بدونیم.

ارمنستان گرجستان ترکیه

سرتاسر ساحل باتومی پر از المان ها و مجسمه های جذاب و دیدنی بود. وجود گل های قشنگ و درخت های متنوع هم منظره های چشم نوازی رو رقم می زد.

کشتی ها و قایق های زیادی توی باتومی هست. اگه بخواهید میتونید خیلی راحت با یک فری توربوجت به سوچی توی روسیه هم برید.

توی شهر باتومی بار و رستوران های زیادی هست. خیلی هاشون قلیون هم دارند. اگه دنبال یک قلیون خوب هستید BK رو بهتون توصیه میکنم. آدرسش اش رو توی لوکیشن عکس میتونید پیدا کنید.

اگه اهل کازینو یا دریا رفتن نباشید باتومی جز ۱-۲ روز چیز جدیدی براتون نخواهد داشت. اما توی فصل شنا میشه یک هفته هم از ساحل زیبا اش لذت برد. ما هم بیشتر از ۲ روز باتومی نبودیم و به سمت ترکیه راه افتادیم.

ترکیه

ارمنستان گرجستان ترکیه

از باتومی میتونید خیلی راحت و سریع تا مرز ترکیه برید و وارد ترکیه بشید. ما بعد از اینکه وارد ترکیه شدیم دوباره با قیمت های بالای تاکسی و هزینه های بالاتر ترکیه نسبت به گرجستان مواجه شدیم. از شهر مرزی اوپا به سمت ارزروم راه افتادیم. قسمت شرقی ترکیه تقریبا هیچی نداره و جز دهات و شهرهای کوچک هیچی برای دیدن نیست. فاصله باتومی تا ارزروم ۲۶۲ کیلومتر هست.

تنها قسمت خوب و دیدنی شرق ترکیه پیست اسکی Palandoken چسبیده به شهر ارزروم هست. هتل های خوب و پیست ارزون و خوب لذت اسکی رو برامون به همراه داشت. اگه توی مسیرتون هست و اهل اسکی هستید حتما یک شب رو باید اینجا وقت بگذرونید. چون سایر قسمت های ترکیه دیگه چیزی برای دیدن نداره. بعد از اسکی و استراحت به سمت مرز بازرگان راه افتادیم و وارد ایران شدیم. فاصله ارزروم تا مرز بازرگان حدود ۳۰۰ کلیومتر هست و از بازرگان هم باز ۶۰۰-۷۰۰ کیلومتر تا خونه راه داشتیم.

عکسهای این پست رو سعی کردم از روی اینستاگرام ام بزارم چون اینجوری سایتهای ایرانی کمتر میتونند بدون ذکر منبع کپی کنند. چندتا عکس بیشتر هم از خودم گذاشتم 🙂 چون نمیدونم در آینده دسترسی به اینستاگرام چطوری خواهد بود عکسهای اینستاگرام و عکسهای بیشتری رو در ادامه مطلب تو گالری خود وبلاگم میزارم. این هم خلاصه ای از سفر ما به ارمنستان گرجستان ترکیه . اگر شما هم تجربه مشابه ای دارید با من از طریق کامنت در جریان بگذارید.

ادامه‌ی خواندن

به اشتراک بگذارید
صفحه 2 از 6112345...102030...آخرین »