یک شرکت برای پذیرش کارمند تصمیم میگیره یک سوال مطرح کنه تا کسی که بهترین جواب رو داد استخدام شود. سوال این بود که در یک شب بارانی با ماشینتان به سمت خونه در حرکت هستید. می رسید به یک ایستگاه اتوبوس ۳ نفر اونجا منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن بیمار ، یکی از قدیمی ترین و بهترین دوست هاتون ، دختری که سالهاست آرزوی رسیدن بهش رو داشتید. شما تنها می توانید یکی از آنها را سوار کنید و برای بقیه جا نیست. کدوم رو سوار می کنید؟ می دونید برنده مسابقه چه جوابی داده بود؟ ماشین رو میدم به دوستم تا پیرزن رو برسونه و خودم با اون دختر منتظر اتوبوس میشم!
نوشته های مرتبط
سخنی از عموبیل
- سینا ارزانی
- ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸
- 6
نقل قول از بیل گیتس (Bill Gates) : ثروتمندترین مرد دنیا مالک چیزهای ملموس نیست، نه زمین دارد، نه طلا ، نه نفت، نه کارخانه […]
فیس بوک و ایرانی بازی !
- سینا ارزانی
- ۴ فروردین ۱۳۸۸
- 6
اولین و بهترین چیزی که همیشه توی فیس بوک برام مهم بود Privacy خوبش بود و اینکه می تونستی که هرجور که دوست داشته باشی […]
لاک پشت ها
- سینا ارزانی
- ۱۷ دی ۱۳۸۷
- 3
عکس گرفتن از لاک پشت ها خیلی کار سختی هست و من هم اصلا حوصله درست حسابی ندارم ولی با این وجود چندتا عکس مسخره […]