امشب شب یلدا است و همه دور هم. من و کامپیوترم هم دور هم جمع شدیم و داریم با هم خوش می گذرونیم اون حرف میزنه من حرف میزنم خلاصه خیلی داره خوش می گذره. بزرگان فامیل هم مثل یاهو مسنجر و مدیا پلیر جمعمون رو گرم کردند. البته جوانان فعالی هم حضور دارند که مجلس رو حسابی گرم کردند. گوگل ریدر و فیس بوک که از نسل جدید حساب می شوند هم حضور دارند. خلاصه اینکه به شدت احساس تنهایی می کنم. انشالله که تا شب یک برنامه ای هم برای من ردیف بشه از تنهایی در بیام
نوشته های مرتبط
بحران وقت
- سینا ارزانی
- ۲ اسفند ۱۳۸۸
- 1
توی این بحران بی وقتی همین شروع شدن کلاس های دانشگاه رو کم داشتم… آخه مهندس شدنمون توی این اوضاع چی بود نمی دونم…

یک داستان جدید واسه شارژ
- سینا ارزانی
- ۴ مهر ۱۴۰۴
- 0
یکی از دلایلی که هنوز با ساعت های واقعا هوشمند مثل اپل واچ ارتباط نگرفتم داستان شارژ هر روزشون هست. چه معنی داره آدم هر […]
دفترتلفنم باز پرید !
- سینا ارزانی
- ۲۶ مهر ۱۳۸۸
- 3
خوب دوباره بازهم سر یک سهل انگاری ساده دفتر تلفنم پرید و کلی از شماره تلفن هام پاک شد ! این بار دیگه کاری رو […]