امشب شب یلدا است و همه دور هم. من و کامپیوترم هم دور هم جمع شدیم و داریم با هم خوش می گذرونیم اون حرف میزنه من حرف میزنم خلاصه خیلی داره خوش می گذره. بزرگان فامیل هم مثل یاهو مسنجر و مدیا پلیر جمعمون رو گرم کردند. البته جوانان فعالی هم حضور دارند که مجلس رو حسابی گرم کردند. گوگل ریدر و فیس بوک که از نسل جدید حساب می شوند هم حضور دارند. خلاصه اینکه به شدت احساس تنهایی می کنم. انشالله که تا شب یک برنامه ای هم برای من ردیف بشه از تنهایی در بیام
نوشته های مرتبط
شمال unwanted
- سینا ارزانی
- 26 آبان 1388 - 17 نوامبر 2009
- 10
فکرش رو بکن ساعت 3.30 نصفه شب با یکی از دوستات خونه یک دوست دیگتون خوابیده باشی یهو دوستت بگه من حالم بده میخوام برم […]
جوجه تیغی
- سینا ارزانی
- 10 تیر 1386 - 1 ژوئیه 2007
- 2
من از جوجه تیغی خیلی خوشم میاد مخصوصا جوجه تیغی که پای کامپیوترم بشینه
پایان 88
- سینا ارزانی
- 29 اسفند 1388 - 20 مارس 2010
- 0
خیلی مسخره است من بیام تو وبلاگ سال نو رو تبریک بگم اما سال نو همگی مبارک و عکس گل و بلبل و از این […]